|
سرود ملی استرالیا Australians all let us rejoice, For we are young and free;We've golden soil and wealth for toil, Our home is girt by sea; Our land abounds in Nature's gifts Of beauty rich and rare; In history's page, let every stage Advance Australia fair! In joyful strains then let us sing, "Advance Australia fair!"
http://advanceaustraliafair.org/ |
| ترجمه فارسی |
|
ای استرالیاییان، بیایید همگی مسرور باشیم
----------- سعی می کنم پایبند به همه بندهای سرود ملی وطن جدیدم باشم و هر روز بیشتر از قبل تلاش کنم تا بدینوسیله شکرگزار موهبت و فرصتی که خداوند مهربان به من و همسرم ارزانی داشت باشم. به قول الهام عزیز "مدتها بود که دل دل میکردم که بروم ! که برای خودم زندگی کنم. دیگر میخواهم بروم . میخواهم ورای رویاها بروم !می خواهم به کوهستان ،به آتش ، سنگ چین دود اندود اجاق ، رنگ عقیق چای، بخار نفس های استکان وطعم غلیظ قند ،بوی باران ، بوی خاک ، به اشکال کنار جاده بیندیشم.ا می خواهم به رواج رویا و عدالت آدمی بیندیشم می خواهم ساده باشم، می خواهم در کوچه های کهنسال ِ آواز و بغض بلوغ به گیسوی بید و بوی بابونه بیندیشم به صلوه ظهر و سایه های خسیس به خواب یخ، پرده ی توری، طعم آب و حرمت علف. دیگر کسی اگر صدایم کرد بگو خانه نیست... بگو رفته است شمال.... می خواهم به جنوب بیندیشم می خواهم به آن پرنده ی خیس، به آن پرنده ی خسته... به خودم بیندیشم مرسی که تا کنون خواننده نوشته هایم بودید. شادیهایتان بی پایان ! بدرود " |
خیلی از دوستان خواسته بودند تا در مورد شهر ملبورن بنویسم مخصوصا آرجان عزیز. خوب خبر مهم در این باره اینه که:
ملبورن امسال مقام بهترین شهر دنیا را بر اساس ۵ معیار، ثبات، خدمات بهداشت و درمان، فرهنگ و محیط زیست، آموزش و پرورش و ساختارهای زیربنایی مجدا کسب کرد. اصل خبر را به نقل از بی بی سی می توونید اینجا بخوونید. معمولا هم آن طور که قبل از انتخاب شهر بررسی کردیم در سالهای مختلف ملبورن جز یکی از سه شهر برتر دنیا برای زندگی بوده است که خوب فکر می کنم نکته قابل تاملی باشد. در مورد ساختار شهر هم باید بگویم فقط و فقط در مرکز شهر ملبورن برج های بلند دیده می شود و بقیه شهر تماما از خانه های ویلایی یا نهایتا دو یا سه طبقه تشکیل شده است. خیابانهای عریض و اغلب مسطح و 90 درصد خانه های ویلایی. حتی بانکها و مراکزی که ما انتظار داریم توی برج ها و یا ساختمانهای بلند باشند اینجا اکثرا در یک ساختمان یک طبقه یا حداکثر دو طبقه هستند. بیشتر مراکز خرید به لحاظ عرضی وسیع هستند تا ارتفاع. حتی بزرگترین مرکز خرید در نیمکره جنوبی هم که در ملبورن واقع شده (Chadstone Shopping Center) به همین شکل است و در دو طبقه می باشد اما عریض و طویل. همین ساختار شهر باعث شده که آسمون آنقدر نزدیک باشه که فکر می کنی اگر دستت رو دراز کنی چند تا تیکه ابر کف دستت جا خوش می کنند.
اولین پایتخت کشور استرالیا قبل از شهر کانبرا و معمولا از ملبورن به عنوان پایتخت ورزشی و فرهنگی استرالیا یاد میشود.
در مورد مردمش اگر بخواهم در چند کلمه توصیفشون کنم مودب، خوش لباس و بسیار مهربان. همچنین مردم ورزش دوستی داره که اصولا آخر هفته ها خانواده ها ، زن و مرد و کوچک و بزرگ( حتی خانم های باردار رو هم دربینشون دیده ام!) راهی می شوند برای تماشای مسابقات لیگ فوتبال استرالیایی یا همان فوتی و از شانزده تیم لیگ نه تیم مخصوص شهر ملبورن هست. مسابقات تنیس اپن استرالیا و همچنین مسابقات فرمول وان از لیگ جهانی هر ساله در ملبورن برگزار میشه.به سوارکاری هم علاقه و تعصب خاصی دارند تا جایی که روز ملبورن کاپ در ملبورن تعطیل رسمیه و زنها و مردها با لباس های تمام رسمی در کنار مسابقه اسب سواری یک شوی مد و فشن رو بوجود می آورند. المپیک تابستانی ۱۹۶۵ و بازیهای مشترک المنافع ۲۰۰۶ هم در ملبورن برگزار شد. منطقه عظیم ورزشی شهر بنام Melbourne Sports and Entertainment Precinct در شرق ملبورن، مهمترین مرکز ورزشی کشور استرالیا محسوب می گردد و شامل ملبورن پارک و یاررا پارک می شود.
به لحاظ فرهنگی هم ملبورن مهد و مرکز پیدایش صنعت فیلمسازی و سینما، تلویزیون، رقص باله، هنر امپرسیونیسم، سبکهای مختلف رقص مثل نیو وگ و ملبورن شافل در استرالیا و مرکز مهم موزیک کلاسیک و امروزی در کشور است. همچنین تعداد مسلمانهای شهر هم کم نیستند و به همان نسبت هم امکانات از قبیل مسجد و رستوران و بوچری و غیره برای مسلمانان وجود دارد. مضاف بر اینکه بیشتر از آنچه تصور می کردم اینجا خانمهای با حجاب وجود دارند. همه اقشار مردم با هر دین و آیین و سلیقه ای در کنار هم با صلح و آرامش زندگی می کنند و به نظرات هم احترام می گذارند و در برگزاری مراسم آیینی و یا گردهمایی های مربوطه آزاد هستند.
هوای خنکی داره و بر خلاف تصوری که اکثر ماها از شهر ساحلی داریم که فکر می کنیم هوا باید کاملا شرجی باشه اینجا به هیچ وجه هوا مرطوب و شرجی نیست و فکر می کنم این به خاطر مسطح بودن شهر و وجود بادهایی است که معمولا می وزد. این برای من به شخصه خیلی مهم بود چون که مدتی هم تجربه زندگی در کشوری با هوای شرجی رو داشتم و کلی از وسایل به همین خاطر از بین می رفتند و نگهداری و نظافت وسایل و تحمل هوای شرجی بسیار مشکل بود. در ضمن آب و هوای ملبورن خیلی متغیره و در یک روز ممکنه چندین نوع آب و هوا رو تجربه کنی.
به لحاظ حمل و نقل در ملبورن کل مناطق شهری به دو منطقه یک و دو تقسیم شده اند و سیستم حمل و نقل شامل مترو و اتوبوس و تراموا بسیار منظم است. شبکهٔ تراموای ملبورن به لـحاظ گستردگی در رتبه ی نخست جهان قرار دارد.
از نکات مهم دیگر در مورد ادامه تحصیل این که دانشگاههای بسیار معتبری در ملبورن قرار دارند و به شهر دانشگاهی استرالیا معروف است.
از نظر من شهر خانه و خانواده و شهری که می توانید با آرامش فرزندانتون رو بزرگ کنید و از روال آرام زندگی لذت ببرید.
به مدد اینترنت به راحتی قبل از آمدن و انتخاب شهر مورد نظر عکس و فیلم و توضیحات مربوطه را مشاهده کنید که دید فوق العاده خوبی پیدا خواهید کرد. در ضمن اطلاعات جامع ویکی پدیا رو هم در مورد ملبورن اینجاببینید.
شاد باشید.
پنجم تا یازدهم سپتامبر در ملبورن spring fashion week در جریان است و علاقه مندان و ملت همیشه در صحنه می توانند در شو های مربوطه که از 7 صبح تا 12 شب هر روزه در این هفته برگزار می شود حضور بهم رسانند. اطلاعات تکمیلی در لینک زیر موجود است. کانال هفت هم گزارشات مربوطه را پخش میکند.
http://thatsmelbourne.com.au/whatson/festivals/msfw/Pages/HomeV2.aspx
خوب مورد دیگه ای که برای من به شخصه جالب بود کسب اطلاعات در مورد جرایم ارتکابی و نوع آنها و آمار مربوطه بود. چون به نحو عجیب و غریبی اینجا ادم احساس امنیت می کند. شاید جالب باشه بدونید معمولا خونه ها (که نود درصدشون هم تو ملبورن ویلایی هستند و نه آپارتمان) هیچ چفت و بست درست وحسابی ندارند و حتی روی شیشه ها هیچ میله یا نرده پشتیبانی وجود نداره. اینه که برای ماها که از ایران با اونهمه مسایل مبتلابه و با اون پیش فرض های ذهنی می آییم اولش زندگی در این خونه های بزرگ بی در و پیکر می توونه یک خورده به لحاظ روانی سخت باشه. خوب این شد که ما رفتیم و ته توی قضیه ی جرایم در ویکتوریا رو در سایت پلیس ویکتوریا پیدا کردیم. لینک زیر کاملا گویاست. فقط توجه بفرمایید که در اینجا توهین به افراد و ... که در ایران یک امر معموله جز جرایم آورده شده است.
http://www.police.vic.gov.au/content.asp?Document_ID=782
فکر می کنم با عوض کردن نام ایالت در لینک دوستان ساکن در ایالات دیگر هم به گزارشات مربوط به شهر خودشون دسترسی پیدا کنند.
شاد باشید.
سلام به دوستان خوبم. خیلی وقت بود که می خواستم در این مورد مطلب بگذارم. خوب حالا این شما و این اسکان اولیه در ملبورن.![]()
با توجه به بررسی هایی که در بدو ورود انجام داده بودم بهترین حالت برای ورود و اسکان، اقامت در جایی است که حداقل یک ماه یا بیشتر در آن بتوان اقامت داشت تا بطور کامل کارهای اولیه اقامت انجام شوند و همه کارتها به آدرس پستی محل اقامت تون ارسال شوند.در این صورت در حین انجام کارهای اولیه با خیال راحت می توان به کارهای دیگر مثل پیدا کردن خانه و اپلای برای کار پرداخت. خوب قطعا با ارقام سرسام آور هتل ها برای هر شب این گزینه حذف خواهد شد و باید به دنبال گزینه های دیگری بود. چون در کمترین حالت ممکن و جاهایی نه چندان خوشایند برای ماها باید شبی 100 دلار رو پیاده شد و این یعنی هفته ای 700 دلار که برای بلند مدت اصلا به صرفه نیست.
خیلی از دوستانی که مجرد هستند شرایط راحت تری دارند و به سراغ گزینه های backpacker ها یا هاستل یا خونه شیر با تازه واردها و ... می روند. اما این گزینه ها رو برای متاهل ها اصلا پیشنهاد نمیکنم. پس باز هم گزینه هامون کمتر می شه.
حالا پیشنهاد سرآشپز
جاییه به نام Bell City. اینجا یک مجموعه اسم ورسم دار در شمال ملبورن با 20 دقیقه فاصله از مرکز شهر است. در این مجموعه که کاملا به شکل هتل هست انواع آفرها برای افراد مختلف با شرایط مختلف وجود دارد که معمولا چند تا از آفرها به درد تازه واردهایی با شرایط ما می خورد. بهترین حالتش قسمت Le student8 هستش که معمولا هفته ای 380 است. و در همین قسمت از مجموعه بخش sleep& go هم وجود دارد که اون رو هم با قیمت مناسب و البته یک مقدار بالاتر از قسمت دانشجویی می توانید اجاره کنید. معمولا هم هر دو هفته یک هزینه کمی برای نظافت حمام و دستشویی می گیرند که البته اجباری هم هست. برای قسمت دانشجویی حداقل زمان ممکن برای اجاره با این رقم 5 هفته هست که فکر کنم زمان خوبی باشد. در ضمن معمولا هر یونیت شامل حمام و دستشویی و یخچال و مایکروویو و تلویزیون و تخت دو نفره و میز و صندلی مطالعه و کمد لباس و ... می باشد. البته اگر بخواهید به جز مایکرویو از اجاق گاز و سایر امکانات آشپزی استفاده کنید در هر طبقه یک آشپزخانه بزرگ هست که می توانید از آن استفاده کنید. اینترنت هم می توونید کارتش رو که حداقل ماهی ۲ گیگ ۳۳ دلار هست و ... از ریشپشن بخرید تا بتوونید برای کارهای اولیه مثل رجیستر کردن برای TFN و مسیر یابی و .. از طریقش انجام بدهید.
تا جایی که من یادم هست یک مدل هم بود در قسمت مجلل تر مجموعه که حداقل زمان اقامت در آن سه ماه بود و هفته ای 415 می شد که یک استودیوی کامل با همه امکانات بود. یک چیز خوبی هم که اینجا دارد معمولا جاهای دیگه برای رزرو اولیه حداقل هزینه یک ماه اول رو ازتون می گیرند اما اینجا با 550 دلار حتی از راه دور جا رو براتون رزرو می کنند و بعدش هم که تخلیه کردید حداکثر تا یک ماه به حسابتون برگشت می دهند. از موارد دیگر که به ذهنم می رسد هر نیم ساعت یکبار یا بیشتر بسته به زمان ترم دانشگاهها می توانید از شاتل باس رایگان مجموعه استفاده کنید که با برنامه ریزی صحیح کلی می توونید در هزینه های اولیه حمل و نقل که خیلی کم هم نیست صرفه جویی کنید. می توونید time table شاتل باس رو از ریسپشن بگیرید. معمولا چند تا مسیر به دانشگاههای شمالی ملبورن داره و همچنین مرکز ملبورن که در بین مسیر هم اگر بخواهید جای دیگری بروید می توونید پیاده شوید. در ضمن دو تا مرکز خرید بزرگ هم نزدیک به مجموعه هست. یکی Preston Market و یکی Northland Shopping Center که البته من دومی رو ترجیح می دهم. حالا اگر خواستین برین دومی می توونید با شاتل باس بروید و بعد هم با راننده همون شاتل باس هماهنگ کنید که سر یک ساعتی بیاد دنبالتون که با اونهمه خرید اذیت نشوید. میوه و سبزی رو از best filed که کنار coles هستش تو همون سنتر دومی می توونید تهیه کنید که قیمت و کیفیتش خیلی خوبه. توی خیابان high street هم یک commonwealth bank هستش که همونجا می توونید حساب باز کنید سنتر لینک هم تو همون خیابان هست. مدیکر هم تو همون شاپینگ سنتره هست.بوچری حلال هم باز اگر خواستین تو همون خیابان هست به اضافه ناندوز و چند تا رستوران دیگه که حلال هم هستند. نزدیکترین مک دونالد هم که نزدیک استگاه مترو هست یکسری ساندویچ هاش حلالند. دیگه اینکه یک ایستگاه اتوبوس جلوی در مجموعه هست. با ترام هم یک خیابون فاصله هست و مترو هم دو تا ایستگاه که راحت پیاده هم می شود رفت. برای حمل و نقل هم از سایت myki یک کارت بخرید که 10 دلاره و بعدش هم باید شارژش کنید. با این کارت خیلی راحت می شوید و از کلیه وسایل حمل و نقل عمومی می توونید استفاده کنید. کارت هوشمنده و خودش کمترین هزینه ممکن رو برای هر سفر شهری براتون محاسبه می کند.دیگه چی بگم؟ آها اگر خواستید جا رزرو کنید حتما یکی دو ماه جلوتر اقدام کنید چون خیلی سریع پر می شه مخصوصا یونیت های دو نفره که تعدادشون هم کمتره. برای رزرو هم معمولا برید سراغ آنجلین. یک دختر مهربون و بامزه است که کارتون رو راه می اندازه و معمولا نرخ هاش بهتر از ریسپشن اصلی مجموعه هست. میزش هم درست روبری میز ریسپشن هست. این هم ایمیلش angeline_paini@rydges.com این هم سایت مجموعه http://www.bellcity.com.au/
خوب دیگه خیلی نوشتم خسته شدم. موارد زیر رو هم یک چکی بکنید مخصوصا به hot deal ها يا package ها دقت کنيد.
http://www.kingsgatehotel.com.au/
http://www.victoriahotel.com.au/
http://atlantis.bestwestern.com.au/
http://www.citycentrebudgethotel.com.au/
http://www.victoriahall.com.au/
این بود انشای من در مورد اسکان اولیه در ملبورن![]()
اگر این پست کارتون رو راه انداخت دعا برای من و همسری فراموش نشه لطفا.![]()
شاد باشید.
-----------------------
پی نوشت: به جیم: دیگه اینها رو باید از علمای اعلام حوزه علمیه های اوزستون پرسید. ولی فکر کنم منظور همون ذبح اسلامیه.
به علی: اینجا برودبند گرونه.(علتش رو هم عده ای از دوستان کار آشنا وسعت بیش از حد جزیره و مشکل تر بودن خدمات رسانی عنوان کردند) اما معمولا همه زمانی که مستقر می شوند ای دی اس ال و ... رو به صورت پلن می گیرند که قیمتش مناسبه.
به علی: راستش اینقدر در ایران بحران مدیریت کرده بودیم که تا حالاش اینجا برامون بهشت بوده و به قول شما هر چقدر هم که جلوتر می ره بهتر می شه.
به الهام: فکر می کنم اون بخشی که گفتم استودیوهای بزرگتر و کاملی داره برای شما بهتر باشه. بازم از خودشون بپرسید.
من اینجا را دوست دارم.
من خانه کوچکمان را که عطر زندگی در آن جاریست دوست دارم.
خودم را و تو را
من این شهر را دوست دارم.
این پرندگان را که بی هیچ ترسی از دستانم دانه می گیرند.
این آسمان آبی نزدیک را
این سرسبزی و نشاط را
این آرامش مطلق بی قید و شرط را
من امروز تو و خودم را دوست دارم.
اصلا من این امروزها را دوست دارم.
لحظه به لحظه
ثانیه به ثانیه اش را
من غروب ها را که همه اش لحظه شماری برای دیدار توست
و تعریف از یک روز زندگی تمام و کمال را دوست دارم.
من این همه تلاش و رسیدن ها را دوست دارم.
من قدم زدن درهوای خنک این شهر را
به هم چسبیدن و گرم تر شدن و خنده های از ته دل را دوست دارم.
من این جریان را، جریان آرام زندگی را دوست دارم.
من فرصت پرداختن به خود و فرصت اندیشیدن را دوست دارم.
من این همه تجربه های نو، آدمهایی دور اما نزدیک و غریبه اما آشنا را دوست دارم.
من این امروزها خدایی که در این نزدیکیست، خودم را و تو را
بیشتر دوست دارم.
سلام به دوستان عزیزم.
30 و 31 جولای مصادف است با Melbourne Open House. به زبان فارسی سلیس و روان خودمون یعنی هر سال در این دو روز درب 69 مکان مهم و اساسی ملبورن از دادگاه عالی و کلیسای مرکزی و ساختمان مجلس تا موزه ها و ... به روی ملت همیشه در صحنه باز خواهد بود. نکته کنکوری هم اینجاست که در روزهای دیگر سال ورود به بسیاری از این اماکن ممنوع یا با شرایط خاص و یا حداقل نیاز به پرداخت ورودی دارد. اما در این دو روز شما آزادید در همه این ساختمان ها چرخ بزنید و عکس بندازید و لذت ببرید، ضمن اینکه بازدید برای عموم مجانی است. فلسفه اش هم این است که مردم حق دارند با شهرشان و مناطق مختلف آن از نزدیک بیشتر آشنا شوند چرا که سرنوشت مردم و شهرشون به هم گره خورده است. این هم فلسفه این کار از زبان خودشون:
The city is a continually evolving entity and we all have the ability to enhance the quality of our built environment through making informed decisions. Melbourne Open House assists by providing an avenue for the public to become informed and to engage with Melbourne. We believe the city and its architecture is a museum of our culture, explaining our past, celebrating our present and offering insights into our future.
این هم اطلاعات مربوط به مکانها به اضافه نقشه قابل پرینت
http://melbourneopenhouse.org/cms-program-2011/map.phps
دوستان مقیم شهرهای دیگر هم اگر چنین برنامه ای در شهرشون دارند ممنون می شوم اطلاعاتش را بدهند در همین پست برای دوستان ساکن دیگر شهرها اضافه می کنم.
خبر دیگر هم برای علاقه مندان ادامه تحصیل اینکه Open Day همه دانشگاهها در آگوست برگزار می شود و می توانید در آن روز یک بازدید کامل به همراه توضیحاتی که براتون داده می شود از دانشگاه مدنظرتون داشته باشید و یا مشاوره کنید تا پاسخ سوالاتتون رو بگیرید. تاریخ و روز مربوط به تعدادی از دانشگاهها در لینک زیر موجود است:
http://www.gooduniguide.com.au/Latest-news/University-Open-Days?gclid=CMHF25PuqKoCFUYYHAodmSc4Xw
برای بقیه دانشگاهها هم می توانید به راحتی نام دانشگاه را به همراه کلمه Open Day سرچ کنید و به راحتی اطلاعات مربوطه را به دست آورید.
شاد باشید و خندان.
---------------------
پی نوشت: به عمو سجاد: راستش من خیلی تو این قضیه وارد نیستم ولی از دوستان هم این مساله رو زیاد شنیدم. فکر کنم باید بریم سراغ اهل فن.![]()
در اماکن عمومی معلولین جسمی و افراد پیر به وفور دیده می شود. شاید در نگاه اول فکر کنیم نکنه تعداد معلولین بیشتری از ایران دارند که خوب اینطور نیست و نکته اینجاست که به دلیل امکانات بسیار زیاد و تسهیلاتی که برای این دو گروه لحاظ شده آنها هم به جای خانه نشینی به راحتی در اجتماع و مراکز تفریحی و غیره حضور دارند و مانند سایر افراد جامعه روزگار خود را سپری می کنند.
--------------------------
مردم استرالیا اهمیت فوق العاده ای برای خوردن و آشامیدن قائلند. اصولا در مراکز عمومی مانند مترو و ... یا در حال کتاب خواندند یا خوردن! کانال های مختلف هم برنامه های زیادی از جمله مسابقات آشپزی تا دستور پخت غذاهای مختلف و ... را شامل می شوند. پس دوستان عزیزی که برنامه سفر به جزیره را دارند به هیچ وجه نگران نباشند. خیلی برایم عجیب است وقتی می شنوم دوستانی دغدغه شان آوردن نخود و لوبیا و زرشک و ... به اینجاست.اولا در جزیره از شیر مرغ تا جون آدمیزاد موجود می باشد و مواد اولیه برای پخت غذا بسیار متنوع تر از ایران است. ثانیا یادمان باشد که مهاجرت تولدی دوباره است با فرصتهایی ناب برای تجربه های جدید. و این جا هم سرزمین تجربه های رنگارنگ است. حداقل به لحاظ خورد و خوراک خیالتان جمع باشد که وارد کشوری شده اید که به خاطر طبع مالتی نشنال بودنش می توانید رستوران ها و غذاهای ملل مختلف را تجربه کنید و حسابی لذت ببرید. پس خانمهای محترمه لطفا و خواهشا بی خیال قورمه سبزی و خورش بامیه و ...!!!
---------------------------
یک نسخه خوشگل هم دارم مخصوص دوستانی که حلال می خورند. اصلا نگران نباشید و فکرتون رو هم مشغول نکنید که حالا تکلیف تو جزیره چیه. اینجا تا دلتون بخواد رستوران و بوچری حلال وجود داره. با وارد کردن نام سابربتون در گوگل به راحتی می توونید نزدیکترین بوچری حلال به منزلتون رو پیدا کنید. این دو تا لینک هم مربوط به بوچریه حلاله که می توونید آن لاین خرید کنید در سیدنی و پرت. برای شهرای دیگه بوچریه حلال آن لاین پیدا نکردم اگر دیدین خبر بدین برای دوستان اطلاعاتش رو بزارم.
http://halal-meat.com.au/index.php
این هم آدرس و اطلاعات بوچریهای حلال
http://www.halalbutchers.com.au/
این هم سایت رستورانهای حلال در ملبورن
لینک بقیه شهرها هم موجود است.
http://www.halalsquare.com.au/melbourne/
فکر کنم دغدغه غذا هم برای اقشار مختلف مهاجرین برطرف شد! پس تا بعد.
--------------------
پی نوشت: به آرجـــان: حتما یک پست اختصاص می دهم به توضیحاتی که در مورد ملبورن خواسته بودی.
- در جواب دوستانی که محبت داشتند در قسمت نظرات از لطف همه ممنونم و سعی می کنم مطالبی بنویسم که براتون مفید باشه و شما هم قول بدهید تا با نظراتتون من رو راهنمایی کنید تا بدونم چه مواردی براتون مهمه.
- در جواب مهدیه چشم خانومی سعی می کنم در پست هایم به مواردی که خواسته بودی بپردازم.
- در جواب ج به روی چشم حتما در موردشون می نویسم فقط تو هم قول بده اسمتو کامل بنویسی!
- در جواب علی ممنون از پیشنهاداتت دوست من
- در جواب لیلا حتما دوست گلم در یکی از پست هام به مواردی که خواسته بودی می پردازم.
- در جواب امین نه خیر این CSP سوبسیدی هست که دولت به تعدادی از رشته ها اختصاص می دهد و بعدش هم که فارغ التحصیل شدید خوش و خرم به زندگیتون ادامه می دین و تعهدی هم به هیچ کس ندارید.
خوب موردی رو که دوست دارم در این پست در موردش صحبت کنم اهمیت کنار گذاشتن یکسری روحیات و عادات ایرانی در بدو وروده. تا زمانی که در ایران هستیم معمولا هر قراردادی که بهمون داده می شود راحت امضا می کنیم حالا بعضی ها کمی هم قرارداد رو بررسی می کنند و بعد امضا، ولی در بیشتر موارد چون چاره ای غیر از قبول همه شرایط وجود ندارد چون معمولا گزینه های دیگری وجود ندارند و بعدش هم ماییم و دنیای مشتری نداری و حرص خوردن از خدمات ضعیف و باقی قضایا. این هم علتش اینه که قرارداد در ایران یعنی کشک. اما خوب مساله در خاک پاک جزیره خیلی متفاوته. اینجا آپشن ها زیاد است و دست ما هم برای انتخاب بازتر. پس قبل از انعقاد هر قراردادی حالا چه خدماتی، چه فروش و یا حتی استخدام و سایر قراردادها باید تمام هوش و حواسمون رو جمع کنیم. قبل از اینکه طرف هر قراردادی باشیم تمامی جوانب رو در نظر بگیریم و با حقوق خودمون به عنوان طرف قرارداد کاملا آشنا باشیم و در این راستا اینترنت بهترین و بزرگترین ابزاریه که داریم. مثلا اینکه فلان دوستم گفت فلان پلن خیلی عالیه و منم رفتم قرارداد بستم اشتباه محضه و یک رفتار کاملا ایرانی. اطمینان داشته باشید اگر اینطوری چشم و گوش بسته جلو بروید حسابی اذیت می شوید و در بسیاری موارد شاید مجبور باشید هزینه های زیادی رو هم بابتش متحمل شوید. شما فقط می توانید نهایتا از دوستانتان بشنوید و بعد بررسی نهایی با شماست. اینجا معمولا سایت های مربوط به هر سازمان و ارگان و ... خیلی قوی هستند و شما می توونید اطلاعاتتون رو به راحتی در مورد مساله ای که مدنظرتون هست کامل کنید. حالا بماند که در بسیاری موارد یک کتابچه یا یک جزوه قطور به اسم قرارداد بهتون داده می شه که اوایل ممکنه یک مقدار مشکل باشه ولی خوب چاره ای نیست و چون یک طرف قرارداد شمایید پس باید کاملا هوشیار باشید چون در بسیاری موارد باقی گذاشتن یا حذف یک تیک کوچک کلی از مفاهیم رو تغییر می دهد. پس می بایست دقیق تر بود. ضمن اینکه اگر کامل با مفاهیم قرارداد آشنا باشید و بعد طرف قرارداد شما به تعهدش به صورت کامل عمل ننماید به راحتی می توانید در چارچوب حقوقی اقدام نمایید.
--------------------------
نکته بعد اینکه فستیوال بین اللملی فیلم در ملبورن آغاز شده و چهار فیلم ایرانی هم در حال اکران است. از جمله جدایی نادر از سیمین و فیلم آکاردئون جعفر پ.ناهی و ...
علاقه مندان می توانند اطلاعات کامل رو از اینجا (سایت فستیوال) دنبال کنند.
ایام عزت مستدام.
سلام به دوستان گلم
ببخشید اگر کمی بین پست هام فاصله افتاد ولی خوب چند مورد هست که دوست دارم راحت در موردش باهاتون صحبت کنم. همیشه سوالی که برایم پیش می آمد این بود که چرا بعضی از دوستانی که پاشون به خاک پاک جزیره می رسه رفته رفته وبلاگ هاشون رو گرد و غبار می گیره و دیگه نمی نویسند. حالا وبلاگ خودم داره دیر به دیر آپ می شه و من می توونم جواب این سوال رو بدهم. فکر کنم یک دلیل اینه که اوضاع رفته رفته عادی می شه و کم کم آدم غرق زندگی و صحبت در مورد مهاجرت و مسایل مبتلا به یه بحث قدیمی که خوب این رو خیلی کاریش نمی شه کرد. دلیل خیلی مهم دیگه اینه که دوستانی حسابی رو اعصاب امثال ما راه می روند و ول کن هم نیستند. حالا چرا؟ خوب دلیل مشخصه. طبیعیه کسی که از اون خراب آباد می زنه بیرون یکسره در حال مقایسه است و اونقدر اونجا اوضاع به هم ریخته بوده که اینجا از کوچکترین تفاوت های شادی بخش مثل لبخند زدن و سلام دادنهای سر صبحشون آدم ذوق مرگ می شه. بعد شروع می کنی از این مسایل نوشتن و بد وبیراه ها شروع می شه که چرا اینقدر تعریف می کنی و تشویش اذهان عمومی می کنی و به هزار کار نکرده و راه نرفته متهم می شی حالا بیا ثابت کن بابا به خدا من فقط از این همه خوشبختی ذوق مرگ شدم و دارم احساسات ناب و زنانه ام رو در قالب حروف و کلمات بیان می کنم و هکذا...
و اما جونم براتون بگه حالا اونهایی هم که به عشقشون می نویسی تا به قول "جیم" جان که در پست قبلی نظر داده بود جزو در صف ماندگان پروسه هستند و دوست دارند بیشتر در مورد این طرف و نظرات از آب گذشتگان بدونند هی میان به وبلاگ سر می زنن و آمار سایت رو بالا می برند اما دریغ از یک نظر خشک و خالی که حداقل آدم بدونه در مورد چی بیشتر بنویسه یا اصلا بنویسه یا ننویسه و خیال خودش و بقیه رو هم راحت کنه.(مثلا همین پست ادامه تحصیل برای پی آر ها، آی انرژی گرفت از ما، آخرش هم شد دو سه تا نظر) . خوب نمی خواهید درس بخونید حداقل اعلان عمومی کنید ما بدونیم در مورد کدام مبحث مدیحه سرایی نماییم. حالا دیگه خود دانید این گوی و این میدان...
*منت
خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت٬هر نفسی که فرو میرود
ممد حیات است و چون برون میآید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر
نعمت شکری واجب.
خدای مهربون و بزرگ من، ازت با تمام وجود سپاسگزارم. ممنونم از این که هستی و هر چند وقت یکبار خداییت رو به رخم می کشی. ممنون از این که از اون بالاها مواظب من هستی و ازم حمایت می کنی. خیلی خوبه که دارمت. خیلی خوشبختم.
خلاصه ممنون که هستی.
--------------
پی نوشت: ندارد.

